قالب وبلاگ قالب وبلاگ
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

فروغ فرخ زاد| Forog Farrokhzad
 
کانون هواداران شادروان: فروغ فرخزاد

سلام.خوش آمدید....از همه صفحات وبلاگ دیدن فرمایید.نظر فراموش نشود
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 توسط کیمیا

گره
"گرد آورده از عصیان"

فردا اگر ز راه نمی آمد

من تا ابد کنار تو می ماندم


من تا ابد ترانه عشقم را

در آفتاب عشق تو می خواندم

Photo: چشم منست اینکه در او خیره مانده ای 
لیلی که بود ؟ قصه چشم سیاه چیست ؟
در فکر این مباش که چشمان من چرا 
چون چشمهای وحشی لیلی سیاه نیست 
در چشمهای لیلی اگر شب شکفته بود 
در چشم من شکفته گل آتشین عشق   .. فروغ

گره
"گرد آورده از عصیان"

فردا اگر ز راه نمی آمد

من تا ابد کنار تو می ماندم

من تا ابد ترانه عشقم را

در آفتاب عشق تو می خواندم


در پشت شیشه های اتاق تو

آن شب نگاه سرد سیاهی داشت

دالان دیدگان تو در ظلمت

گوئی به عمق روح تو راهی داشت


لغزیده بود در مه آئینه

تصویر ما شکسته و بی آهنگ

موی تو رنگ ساقه گندم بود

موهای من، خمیده و قیری رنگ


رازی درون سینهء من می سوخت

می خواستم که با تو سخن گوید

اما صدایم از گره کوته بود

در سایه، بوته هیچ نمیروید


زآنجا نگاه خستهء من پر زد

آشفته گرد پیکر من چرخید

در چارچوب قاب طلائی رنگ

چشم مسیح بر غم من خندید


دیدم اتاق درهم و مغشوش است

در پای من کتاب تو افتاده

سنجاق های گیسوی من آن جا

بر روی تختخواب تو افتاده


از خانهء بلوری ماهی ها

دیگر صدای آب نمیآید

فکر چه بود گربهء پیر تو

کو را بدبده خواب نمی آمد


بار دگر نگاه پریشانم

برگشت لال و خسته به سوی تو

می خواستم که با تو سخن گوید

اما خموش ماند به روی تو


آنگه ستارگان سپید اشک

سوسو زدند در شب مژگانم

دیدم که دست های تو چون ابری

آمد به سوی صورت حیرانم


دیدم که بال گرم نفس هایت

سائیده شد به گردن سرد من

گوئی نسیم گمشده ای پیچید

در بوته های وحشی درد من


دستی درون سینهء من می ریخت

سرب سکوت و دانهء خاموشی

من خسته زین کشاکش دردآلود

رفتم به سوی شهر فراموشی


بردم ز یاد اندوه فردا را

گفتم سفر فسانهء تلخی بود

ناگه به روی زندگیم گسترد

آن لحظهء طلائی عطرآلود


آن شب من از لبان تو نوشیدم

آوازهای شاد طبیعت را

آن شب به کام عشق من افشاندی

ز آن بوسه قطرهء ابدیت را
Photo: گره
If tomorrow does not come from the

You stayed with me forever.

I love the song forever

I love being in the sun


You're in a glass room

The night was black look cool

In the dark corridors of your eyes

If there was a way deep into your soul


May was sliding mirror

We never broken song files

I had hair the color of wheat stem

My hair, curled and colored bituminous


I burned the secret Synh’

I wanted to speak with you.

But my voice was smug node

In the shadow of the plant, no Nmyrvyd


I filled out at Zanja Khsth’

Confused, I turned round body

Within a golden frame

Christ on my sad eyes smiled


My room is messy and confusing

Your book has been on my feet

Since my hair pins

You're lying on the bed


The house crystal fish

Do not water again Voice

How old were you thinking Grbh’

Where it was not a dream Bdbdh


I'm looking again

Back dumb and boring to you

I wanted to speak with you.

But you have to remain silent


Ng·h white stars Tears

They flicker at night Mzhganm

I noticed that my hands like clouds

The case was Hyranm


I noticed that the hot wings Upon your breath

I was worn to a cold neck

Complex if the breeze Missing

I have pain in wild plant


I poured manually into Synh’

Lead silence and silencing Danh’

I tired of saddle contention Drdalvd

I went to the Lost City


I remember the sorrow from tomorrow

I was bitterly travel Fsanh’

Suddenly spread over the life

The Golden Lhzh’ Tralvd


That night I drank my lips.

Happy Songs of Nature

That night my palate sows

From the kiss of eternity Qtrh’



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : میهن اسکین