فروغ فرخ زاد| Forog Farrokhzad

کانون هواداران شادروان: فروغ فرخزاد

فروغ فرخ زاد| Forog Farrokhzad

کانون هواداران شادروان: فروغ فرخزاد

ستاره ها همه خاموشند

‏Photo: اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
 اینجا نشسته بر سر هر راهی
دیو دروغ و ننگ و ریاکاری
در آسمان تیره نمیبینم
نوری ز صبح روشن بیداری‏

سبز خواهم شد

‏Photo: دست هایم را در باغچه می کارم
سبز خواهم شد،می دانم،می دانم،می دانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهری ام
تخم خواهند گذاشت

فروغ فرخزاد ......‏

دنیا ظلم را زاییده است

‏Photo: دنیا به بطالت آبستن شده و ظلم را زاییده است.
از روح تو به کجا بگریزم و از حضور تو کجا بروم ؟!
اگر بالهای باد سحر را بگیرم و در اقصی دریا ساکن شوم
در آنجا نیز سنگینی دست تو بر من است
مرا بادۀ سرگردانی نوشانده ای؛ 
مرا بادۀ سرگردانی نوشانده ای 
چه مهیب است کارهای تو !
چه مهیب است کارهای تو !
فروغ فرخزاد ..‏

آنگاه خورشید سرد شد

‏Photo: آنگاه 
خورشید سرد شد 
و برکت از زمین ها رفت 
و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند 
و ماهیان به دریا ها خشکیدند 
 و خاک مردگانش را 
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجره های پریده رنگ 
مانند یک تصور مشکوک 
پیوسته در تراکم و طغیان بود 
و راهها ادامه ی خود را 
در تیرگی رها کردند‏

غروبی ابدی

من به آوار می اندیشم
و به تاراج وزش های سیاه
و به نوری مشکوک
که شبانگاهان در پنجره می کاود
و به گوری کوچک ‚ کوچک چون پیکر یک نوزاد

در غروبی ابدی / مجموعه تولدی دیگر
فروغ فرخزاد ...